عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

37

رساله افيونيه ( فارسى )

آنچه با شياف ماميثا مخلوط شود هرگاه در آب مخلوط كنند « 1 » بوى او ضعيف گردد و ملمس او خشن باشد . و آنچه به صمغ مخلوط باشد قوّت او ضعيف باشد و رنگ او صافى و برّاق « 2 » . و بسيارى از مردم باشند كه از خسّت و دنائت به حدّى باشند كه آن را با پيه مغشوش سازند . اين حقير گويد كه آنچه گفته كه بهترين افيون آن است كه كثيف و رزين باشد ، جهت آن گفته كه آنچه از عصاره است « 3 » از تخلخل خالى نيست ؛ جهت آنكه در طبيعت عصارات ، غليان است هرچند او را به طبخ و تشميس « 4 » چنان سازند كه غليظ شود و از غليان باز ماند ، امّا فى الجمله در او غليان حادث مىشود كه موجب تخلخل و خفّت وزن و عدم رزانت است . و آنچه در او آرد « 5 » عدس و امثال آن كنند « 6 » صفت رزانت نمىدارد . و آنچه گفته كه بوى او خواب آورد ، به جهت آن است كه او خود مسبت است و هرگاه كه در رايحهء او اين معنى باشد ، معلوم شود كه در كمال قوّت است . و آنچه گفته‌اند كه طعم او تلخ بود جهت آنكه « 7 » هر چيز در او داخل كنند كه مغيّر رايحهء او نباشد ، اكثر آن است كه تلخى او را كم مىكند ، پس هرگاه « 8 » طعم او ( تلخ ) « 9 » خالص باشد معلوم گردد كه خالص است . و اينكه ما قيد كرديم كه مغيّر رايحهء او نباشد براى آن است كه ، مر و « 10 » صبر اگر داخل كنند ، تغيير مىكند و رايحهء او نتوان شناخت « 11 » و نيز تلخى افيون ، تلخى خاص است ، به تلخى مرّ و صبر و غير آن نمىماند ، و هرگاه كه كسى خالص آن را اختيار كند ، بر او مغشوش مشتبه نشود .

--> ( 1 ) . ل و آ : در آب بگذارند ( 2 ) . ل و آ : باشد ( 3 ) . ل و آ : يا در آن عصاره است ( 4 ) . الف : تشمّس ( 5 ) . ل و آ : - آرد ( 6 ) . ل و آ : + همچنين ( 7 ) . ل و آ : جهت آن است كه ( 8 ) . ل و آ : گاهى كه ( 9 ) . ل و آ ( 10 ) . الف : مردم ( 11 ) . الف : تغيير نمىكنند رايحهء او را بتوان شناخت